محاسبه تناژ پرس هیدرولیک: از تنش ماده تا نیروی صفحه
تناژ پرس باید از فیزیک فرآیند استخراج شود، نه از «عدد رُند رایج بازار». نقطه شروع برای بسیاری از عملیات فشاری و برشی، ارتباط تنش و مساحت است. شکل کلی:
F ≈ σ × A × K
که در آن σ تنش جریان یا استحکام مرتبط ماده، A مساحت تصویر قطعه در صفحه نیرو، و K ضریب فرآیند (اصطکاک، هندسه قالب، کارسختی، دما) است. سپس حاشیه ایمنی طراحی روی F اعمال میشود تا تناژ نامی پرس بهدست آید.
کشش عمیق (Deep Drawing)
در کشش، علاوه بر استحکام ورق، نسبت کشش (Drawing Ratio)، شعاع ماتریس/سنبه، نیروی ورقگیر و روانکاری وارد معادله میشوند. کمبود ورقگیر چروک میسازد؛ نیروی بیشازحد ورقگیر پارگی ایجاد میکند. تناژ کلی باید هم نیروی کشش و هم نیروی ورقگیر را در بدترین نقطه سیکل پوشش دهد.
فشردهسازی مواد پلیمری و لاستیکی
در پرس لاستیک یا باکلیت، فشار سطح قالب و یکنواختی توزیع تنش مهمتر از «حداکثر تناژ کاغذی» است. صفحه داغ ناهمدما یا سازه انعطافپذیر، حتی با تناژ بالا قطعه ناقص میدهد. بنابراین محاسبه باید همراه با صلبیت قاب و تخت بودن پلاتین باشد.
تبدیل نیرو به فشار هیدرولیک
پس از تعیین F، سطح پیستونهای پرس از روی فشار طراحی مدار انتخاب میشود: A_piston = F / P_system. فشار بالاتر، سیلندر کوچکتر اما اجزای گرانتر و حساستر؛ فشار پایینتر، سیلندر بزرگتر و حجم روغن بیشتر. انتخاب نقطه کار باید با شیرآلات، شیلنگ و پمپ موجود سازگار باشد.
خطاهای رایج در برآورد تناژ
- استفاده از استحکام کششی بهجای تنش جریان در دمای فرآیند
- نادیده گرفتن نیروی ورقگیر و بالشتک
- فرض صلبیت بینهایت برای قاب پرس
- حاشیه ایمنی صفر برای سایش قالب و تغییر ضخامت کویل
برای برآورد مهندسی تناژ، نقشه قطعه و جنس ورق را از فرم استعلام ارسال کنید تا بازه تناژ و نوع قاب (چهارستون، C فریم و…) پیشنهاد شود.